تبلیغات
آخر دنیا - فرود، رخ در نقاب خاک فرود آورد (موذی نیوز سابق)

 
آخر دنیا
گاه نوشته های عده ای در آخر دنیا
 
 

...
هر روز سلام و پرسش و خنده
هر روز قرار روز آینده
عمر آینه بهشت، اما…آه
بیش از شب و روز تیر و دی کوتاه...
اکنون دل من شکسته و خسته ست
زیرا یکی از دریچه ها بسته ست
نه مهر فسون، نه ماه جادو کرد
نفرین به سفر، که هر چه کرد او کرد.

 

خبر کوتاه بود و بسیار تلخ و هزاران مرتبه غیرقابل باور، فرود عزیزمان با آن دل مهربان و لبی همیشه خندان و وجودی زلال و پاک رخ در نقاب خاک کشید در جاده ای که نفرین شده است ومی ستاند از ما هر آنچه خوب است و عزیز!

 شنیدن خبر مرگ در این شهری که به واقع آخر دنیاست  دیگر امری عادی شده است و آن جاده ای که به این شهر ختم می شود براستی که چیزی جز جاده مرگ نیست هر روز خبری دهشتناک و تلخ از کشته شدن افراد بیگناه و سرمایه های خانواده ها و جامعه ای که خدا می داند چه ضربات جبران ناپذیری از قبال از دست رفتگان دیده و خواهد دید. خبرهای مرگ آنچنان تکراری و روزمره شده  که حتی دیگر کسی توان بازخواست پشت میزنشینان پر غرور و ناکارآمد را هم ندارد نفرین بر آنانی که پست و مقام را نه برای خدمت که فقط و فقط برای زر و زور می خواهند نفرین بر آنانی که می توانند اما نمی کنند آیا گوش شنوایی هست که بشوند جاده ای که قرار بود سرمایه های مادی را بر این مردم ارزانی دارد مدتهاست هستی و دار و ندار و عزیزان همین مردم را به یغماء می برد براستی بهای پر شدن جیبهای عده ای تازه به دوران رسیده چرا باید از بین رفتن انسانهایی باشد که جاده شان استاندارد نمی شود و ظرفیت خودرو های عبوری در آن بسیار بیشتر از حد مجاز است از نمایندگانی که همین چند روز پیشتر هر آنچه در توان داشتند به کار بردند تا به مجلس راه پیدا بکنند می پرسم آیا فقط به وقت رای و رای گیری یاد این مردم بی نوا می افتید آیا خداوند را فراموش کرده اید براستی مانده ام که چگونه آن مسئولینی که همه این اتفاقات از بی تدبیری و ناکارآمدی آنان رخ می دهد براحتی شب بر بالین می گذارند. چگونه است همین انسانهایی که اکنون در بین ما نیستند به وقت رای گیری آنقدر ارزش پیدا می کنند که حاضر می شوید درب خانه هایشان را از پاشنه در آورید بخود بیایید و نگذارید بیشتر از این بر بار گناهنتان افزوده شود که آه مردم اگر دامنتان را بگیرد همان چوب خدا خواهد بود که صدا نخواهد داشت و آن مسئولینی که همچنان در خواب غفلت و باد در غبغب دو دستی میزهایشان را چسبیده اند بدانید که اگر بخود نیایید و هرچند از نجابت این مردم سوء استفاده نمایید باز خدایی هم هست و ایضاً چوب خدا...

 فرود عزیز ما و ده ها و صدها عزیز دیگر اکنون می توانستند در میان ما باشند و زندگی بکنند اگر این جاده نفرین شده به وقت خود تبدیل به جاده واقعی می شد.

و براستی فرود را می شناختین؟ فرود دلش برای خدمت به مردم می تپید و هر چند غم در سینه داشت اما هیچگاه غم در چهره نیاورد از تبار شهیدان بود و پر از مهر و عطوفت؛ کافی بود فقط چند دقیقه با او باشی تا برای همیشه در یادت بماند نه بغض را می شناخت و نه حسد را، نه دروغ می دانست چیست و نه ریا، گرم بود و پر از احساس، صاف بود و زلال، پاک بود و صادق، یاریگر بود و دستگیر و ...

فرود اکنون پیش ما نیست اما یادش و نامش همیشه با ما خواهد بود.

 

شنیدن این خبر بسیار تکان دهنده و درد آور بود...
این ضایعه اسفناک را به خانواده بزرگوار اعظمی تسلیت میگوییم. رحمت و مغفرت الهی را برای ایشان و صبر و شکیبایی را برای خانواده، عزیزان و دوستان آن مرحوم از خداوند متعال مسألت می‏کنیم
.

 





نوع مطلب :
برچسب ها : فرود اعظمی، درگذشت،

ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 16 اسفند 1390 :: توسط : طاها ملکی
درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ: طاها ملکی
منوی اصلی
آرشیو مطالب
مطالب اخیر
نویسندگان
پیوندها
پیوندهای روزانه
صفحات جانبی
برچسبها
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
جستجو



er