تبلیغات
آخر دنیا (موذی نیوز سابق)

 
آخر دنیا
گاه نوشته های عده ای در آخر دنیا
 
 

قوانین مورفی را یاد بگیر ولی استفاده نکن

طنز و کاریکاتور | قوانین مورفی را یاد بگیر ولی استفاده نکن
* وقتی بیرون غذا نخوری، خونه از غذا خبری نیست * وقتی بیرون غذا می خوری، خونه حتما جوجه کباب دارین

* وقتی دلت واسه یه کفش راحت تنگ میشه و می پوشی، به اون ور خیابون که می رسی سیل شروع میشه!

* وقتی یه جای جالب می خوای عکس بگیری صدتا رهگذر دقیقا از همون محل می خوان رد شن!

* اگه قراره پله برقی ای خاموش باشه؛ همیشه اونی خاموشه که بالا میره!

* وقتی داری به شدت دنبال چیزی میگردی همون چیزی رو پیدا می کنی که دفعه پیش شدید دنبالش می گشتی!

* شب، خرد و خمیر میای خونه میفتی روی تختت، بعد کلی خودتو راضی می کنی بلند شی چراغو خاموش کنی. تا بلند میشی برق میره!

* وقتی می خوای با صفحه کلید فارسی تایپ کنی انگلیسیه و وقتی می خوای انگلیسی تایپ کنی فارسیه! تازه یه بارم میای زرنگی کنی درستش کنی میبینی درست بوده برعکسش کردی.

* حتی اگه 1000 تا قیچی تو خونه باشه قیچی همیشه گم میشه و هیچ وقت سر جاش نیست.

* کامپیوتر رو خاموش می کنی... میری تو تختت، زیر پتوی گرم و نرم. بعد می بینی هنوز کامپیوتر خاموش نشده! با هزار زور بلند میشی مانیتورو روشن کنی ببینی چرا خاموش نشده، درست همون موقع خاموش میشه.

* یه مریضی میگیری که از هر یک میلیون نفر یه نفر اونو میگیره! اما تو قرعه کشی بانک بین دو نفر هم که باشه تو برنده نمیشی!

* هروقت نوبت توئه چای بریزی همه لیوانا کثیفن. کثیفیشم طوری نیست که راحت شسته بشه. توش یا شیرموز خوردن یا آبمیوه...

* شانس خراب شدن زیپ لباس با میزان عجله و اهمیت جایی که می خوای بری نسبت مستقیم داره.

* جای پارک همیشه اون ور خیابونه! وقتی هم دور می زنی بری پارک کنی، همون موقع پر می شه!

* توی شلوغی مهمونی ها یا سر کلاس که غوغا برپاست، تا میای به بغل دستی یه حرف خصوصی بزنی یه دفه سکوتی برپا میشه که وسط حرفت کم میاری و ضایع میشی!

* وقتی تو اتوبان بین دوتا خروجی شک داری و یکی اش رو رد می کنین دقیقا همومی بوده که باید می رفتین توش!

* همیشه وقتی می خوای مسواک بزنی می بینی چقدر دندونات سفیدن ولی وقتی تو یه عکس می خندی بقایای تمام غذاهای یه ماه گذشته ظاهر می شن!!! (مخصوصا قرمه سبزی)

* تو یه تست اگه بین دو گزینه شک داشته باشی و یکی از اون 2 گزینه صحیح باشه، تو حتما گزینه غلط رو انتخاب می کنی.





نوع مطلب :
برچسب ها : قوانین، مورفی، یاد بگیر،

ارسال شده در تاریخ : چهارشنبه 13 اردیبهشت 1391 :: توسط : طاها ملکی

"این متن را جدی بگیریم"


فرزند عزیزم:

آن زمان که مرا پیر و از کار افتاده یافتی،
اگر هنگام غذا خوردن لباسهایم را کثیف کردم ویا نتوانستم لباسهایم را بپوشم
اگر صحبت هایم تکراری و خسته کننده است
صبور باش و درکم کن
یادت بیاور وقتی کوچک بودی مجبور میشدم روزی چند بار لباسهایت عوض کنم
برای سرگرمی یا خواباندنت مجبور میشدم بارها و بارها داستانی را برایت تعریف کنم...
وقتی نمیخواهم به حمام بروم مرا سرزنش و شرمنده نکن
وقتی بی خبر از پیشرفتها و دنیای امروز سوالاتی میکنم،با تمسخر به من ننگر
وقتی برای ادای کلمات یا مطلبی حافظه ام یاری نمیکند،فرصت بده و عصبانی نشو
وقتی پاهایم توان راه رفتن ندارند،دستانت را به من بده...همانگونه که تو اولین قدمهایت را کنار من برمیداشتی....
زمانی که میگویم دیگر نمیخواهم زنده بمانم و میخواهم بمیرم،عصبانی نشو..روزی خود میفهمی
از اینکه در کنارت و مزاحم تو هستم،خسته و عصبانی نشو
یاریم کن همانگونه که من یاریت کردم
کمک کن تا با نیرو و شکیبایی تو این راه را به پایان برسانم

فرزند دلبندم،دوستت دارم

430005_371324639548111_216923201654923_1740508_832310080_n.jpg
دوست های خودتان رو هم از این متن محروم نگذارید.




نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : چهارشنبه 30 فروردین 1391 :: توسط : احمد بابا

سوالی که خداوند از تو نمی‌پرسد!!

 
۱۰ سوالی که خداوند از تو نمی‌پرسد!!
 خداوند از تو نخواهد پرسید پوست تو به چه رنگ بود
بلکه از تو خواهد پرسید که چگونه انسانی بودی؟

 خداوند از تو نخواهد پرسید که چه لباس‌هایی در کمد داشتی
بلکه از تو خواهد پرسید به چند نفر لباس پوشاندی؟

 خداوند از تو نخواهد پرسید زیربنای خانه ات چندمتر بود
بلکه از تو خواهد پرسید به چند نفر در خانه ات خوش آمد گفتی؟

 خداوند از تو نخواهد پرسید در چه منطقه ای زندگی می‌کردی
بلکه از تو خواهد پرسید چگونه با همسایگانت رفتار کردی؟

 خداوند از تو نخواهد پرسید چه تعداد دوست داشتی
بلکه از تو خواهد پرسید برای چندنفر دوست و رفیق بودی؟

 خداوند از تو نخواهد پرسید میزان درآمد تو چقدر بود
بلکه از تو خواهد پرسید آیا فقیری را دستگیری نمودی؟

 خداوند از تو نخواهد پرسید عنوان و مقام شغلی تو چه بود
بلکه از تو خواهد پرسید آیا سزاوار آن بودی وآن را به بهترین نحو انجام دادی؟

 خداوند از تو نخواهد پرسید که چه اتومبیلی سوار می‌شدی
بلکه از تو خواهد پرسید که چندنفر را که وسیله نقلیه نداشتند به مقصد رساندی؟

 خداوند از تو نخواهد پرسید چرا این قدر طول کشید تا به جست و جوی رستگاری بپردازی
بلکه با مهربانی تو را به جای دروازه های جهنم، به عمارت بهشتی خود خواهد برد.

 خداوند از تو نخواهد پرسید که چرا این مطلب را برای دوستانت نخواندی
بلکه خواهد پرسید آیا از خواندن آن برای دیگران در وجدان خود احساس شرمندگی می‌کردی؟




نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 29 فروردین 1391 :: توسط : احمد بابا

 
صبور باش
این داستانی حقیقی است که در این ایالت اتفاق افتاده . 
مردی از خانه بیرون آمد تا نگاهی به وانت نوی خود بیندازد و کیف کند
ناگهان با چشمانی حیرت زده پسر سه ساله خود را  دید که شاد و شنگول با ضربات یک چکش 
رنگ براق ماشین را نابود می کند . 
مرد بطرف پسرش دوید ، او را از ماشین دور کرد و 
با چکش دست های پسر بچه را برای تنبیه او خرد و خمیر کرد . 
وقتی خشم پدر فرو نشست با عجله فرزندش را به بیمارستان رساند .
هرچند که پزشکان نهایت سعی خود را کردند تا استخوان های له شده را نجات دهند 
اما مجبور شدند انگشتان هر دو دست کودک را قطع کنند . 
وقتی که کودک به هوش آمد و باندهای دور دست هایش را دید با حالتی مظلوم پرسید
انگشتان من کی در میان ؟
پدر به خانه برگشت و خودکشی کرد .
 
دفعه دیگری که کسی پای شما را لگد کرد و یا خواستید از کسی انتقام بگیرید 
این داستان را به یاد آورید . 
قبل از آنکه با کسی که دوستش می دارید صبر خود را از دست بدهید 
کمی فکر کنید . 
وانت را می شود تعمیر کرد . 
انگشتان شکسته و احساس آزرده را نمی توان ترمیم کرد . 
در بسیاری از موارد ما تفاوت بین شخص و عملکرد او را متوجه نمی شویم . 
ما فراموش می کنیم که بخشیدن با عظمت تر از انتقام گرفتن است .



مردم اشتباه می کنند
ما هم مجاز هستیم که اشتباه کنیم
ولی تصمیمی که در حال عصبانیت می گیریم 
تا آخر عمر دامان ما را می گیرد .
 
=============================
 
درد من حصار برکه نیست
درد من زیستن با ماهیانی است که 
فکر دریا به ذهنشان خطور نکرده است

من آن گلبرگ مغرورم نمیمیرم ز بی آبی /  ولی بی دوست میمیرم در این مرداب تنهایی

                                                      شاد باشید




نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : دوشنبه 28 فروردین 1391 :: توسط : احمد بابا

حرف درست
یک ضرب المثل چینی می گوید " یک حرف می تواند ملتی را خوشبخت یا نابود می کند " .
بسیاری از روابط به دلیل حرف های نابجا گسسته می شوند . وقتی یک زوج خیلی صمیمی می شوند دیگر ادب و احترام را فراموش می کنند .. ما بدون توجه به اینکه ممکن است حرفی که می زنیم طرف را برنجاند هرچه می خواهیم می گوئیم .
یکی از دوستان و همسر میلیونرش از کارگاه ساختمانی بازدید می کردند . یک کارگر که کلاه ایمنی به سر داشت آن زن را دید و فریاد زد
- مرا به یاد میاوری ؟ من و تو در دوران دبیرستان با هم دوست صمیمی بودیم
در راه بازگشت به خانه شوهر میلیونر به طعنه گفت :
شانس آوردی که با من ازدواج کردی . وگرنه زن یک عمله و کارگر شده بودی
همسر پاسخ داد ..
بر عکس تو باید قدر ازدواج با من را بدانی . وگرنه اون الان میلیونر بود ، نه تو در اکثر مواقع چنین بگو مگوهایی تخم یک رابطه بد را می کارد . مثل یک تخم مرغ شکسته ، که دیگر نمی توانی آن را به شکل اول در بیاوری




نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : یکشنبه 27 فروردین 1391 :: توسط : احمد بابا

 
کسی را با انگشت نشانه نگیرید
مردی به پدر همسرش گفت :
عده بی شماری شما را بخاطر زندگی زناشوئی موفقی که دارید تحسین می کنند . ممکن است راز این موفقیت را به من بگوئید ؟
پدر با لبخندی پاسخ داد :
هرگز همسرت را بخاطر کوتاهی هایش یا اشتباهی که کرده مورد انتقاد قرار نده . همواره این فکر را در یاد داشته باش که او بخاطر کوتاهی ها و نقاط ضعفی که دارد نتوانسته شوهری بهتر از تو پیدا کند .
همه ما انتظار داریم که دوستمان بدارند و به ما احترام بگذارند . بسیاری از مردم می ترسند وجهه خود را از دست بدهند . بطور کلی ، وقتی شخصی مرتکب اشتباهی می شود به دنبال کسی می گردد تا تقصیر را به گردن او بیندازد . این آغاز نبرد است . ما باید همیشه به یاد داشته باشیم که وقتی انگشتمان را بطرف کسی نشانه می رویم چهار انگشت دیگر  خود ما را نشانه گرفته اند .
اگر ما دیگران را ببخشیم ، دیگران هم از خطای ما چشم پوشی می کنند .




نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : شنبه 26 فروردین 1391 :: توسط : احمد بابا

 
برداشت شخصی
تک تک مردم برداشت های مختلف دارند . گوشتی که یکنفر با لذت می خورد برای دیگری زهر است .
زن و شوهری یک خر از بازار خریدند . در راه یک پسر بچه گفت :
چقدر احمقند.  چرا هیچکدام سوار خر نشده اند ؟
وقتی این حرف را شنیدند زن سوار بر خر شد و مرد در کنار آنها براه افتاد . کمی بعد پیر مردی آنها را دید و گفت :
مرد رئیس خانواده است . چطور زن می تواند در حالی که شوهرش پیاده راه می رود سوار خر شود ؟
زن با شنیدن این حرف فوراً از خر  پیاده شد و جای خود را به شوهرش داد . لحظاتی بعد با پیر زنی مواجه شدند . پیر زن گفت :
عجب مرد بی معرفتی . خودش سوار خر می شود و زنش پیاده راه می رود
مرد با شنیدن این حرف بسرعت به زنش گفت که او هم سوار خر شود . بعد به مرد جوانی برخوردند . او گفت :
خر بیچاره ، چطور می توانی وزن این دو را تحمل کنی . چقدر به تو ظلم می کنند !
زن و شوهر با شنیدن این حرف فوراً از خر پیاده شدند و خر را به دوش گرفتند .
 ظاهراً راه دیگری باقی نمانده بود . بعداً ، وقتی به پل باریکی رسیدند ، خر ترسید و شروع به جفتک زدن کرد . آنها تعادلشان را از دست دادند و به رودخانه سقوط کردند . هیچوقت ممکن که همه شما را بستایند ، و یا لعنت کنند .
هیچگاه نه در گذشته ، نه در حال حاضر و نه در آینده چنین اتفاقی نخواهد افتاد .
بنابراین ، اگر وجدان راحتی داری از حرف دیگران زیاد دلخور نشو




نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : جمعه 25 فروردین 1391 :: توسط : احمد بابا

 
زورگوئی نکنید
بسیاری از روابط به این دلیل گسسته می شوند که یک طرف می خواهد به طرف دیگر زور بگوید و یا توقع زیادی دارد . مردم فکر می کنند که عشق بر هر چیزی پیروز می شود و همسرشان می تواند عادات بد خود را بعد از ازدواج ترک کند . عملاً ، اینطور نیست .
یک ضرب المثل چینی می گوید " تغییر شکل دادن یک کوه یا یک رودخانه آسانتر از تغییر دادن شخصیت یک انسان است "
دگرگونی آسان نیست . بنابراین ، توقع زیادی برای تغییر دادن شخصیت همسر منجر به دلخوری و ناخوشنودی می گردد .
تغییر دادن خود و کمتر کردن انتظارات درد کمتری دارد




نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : پنجشنبه 24 فروردین 1391 :: توسط : احمد بابا

می خواهید رابطه ای بی نقص داشته باشید ؟
شخصی به یکی از مؤسسات همسریابی مراجعه کرد و گفت :
من به دنبال یک همسر می گردم .
لطفاً به من کمک کنید تا همسر مناسبی پیدا کنم .
مسئول مربوطه پرسید - لطفاً خواسته های خودتان را بگوئید
خوشگل ، مؤدب ، شوخ طبع ، اهل ورزش ، با معلومات ، خوب برقصد و بخواند . مایل باشد در تمامی ساعاتی از روز که در خانه هستم و بیرون نرفتم منو سرگرم کند .. وقتی به همدم احتیاج دارم برای من داستان های جالبی تعریف کند و هر وقت که خواستم استراحت کنم ساکت باشد مسئول مؤسسه با دقت به حرف های او گوش کرد و در پاسخ گفت :
فهمیدم . شما به تلویزیون احتیاج دارید
مثلی هست که می گوید زوج بی نقص از یک زن کور و یک مرد کر درست شده است ، زیرا زن کور نمی تواند خطاهای شوهر را ببیند و مرد کر قادر به شنیدن غرغرهای زن نیست . بسیاری از زوج ها در مراحل اول آشنائی کور و کر هستند و رؤیای یک رابطه بی نقص را می بینند . بدبختانه ، وقتی هیجان های اولیه فرو می نشیند ، بیدار می شوند و متوجه می شوند که ازدواج به معنی بستری از گل های رُز نیست .
و کابوس آغاز می شود




نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : چهارشنبه 23 فروردین 1391 :: توسط : احمد بابا

وقتی اعتماد از بین برود رابطه به پایان خواهد رسید
فقدان اعتماد به سوء ظن می انجامد
سوء ظن باعث خشم و عصبانیت می شود
خشم باعث دشمنی می شود 
و 
دشمنی 
منجر به جدائی
 
یک تلفنچی یک بار به من می گفت ؛
شخصی به من تلفن کرد . من هم گوشی را برداشتم و گفتم " واحد خدمات عمومی . بفرمائید " .
شخصی که تلفن کرده بود ساکت باقی ماند . او دو باره گفت ؛
واحد خدمات  عمومی . بفرمائید
وقتی که دیگر می خواست گوشی را بگذارد صدای زنی را شنید که می گفت :
آه ، پس اونجا واحد خدمات عمومی است . معذرت می خواهم ، من این شماره را در جیب شوهرم پیدا کردم اما نمی دانستم مال چه کسی است "
بدون اعتماد دو طرفه ، فکرش را بکنید که اگر تلفنچی بجای گفتن " واحد خدمات عمومی "  گفته بود " الو " چه اتفاقی می افتاد !
 




نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 22 فروردین 1391 :: توسط : احمد بابا

سلامتی:
 
1- آب فراوان بنوشید.
2- مثل یک پادشاه صبحانه بخورید، مثل یک شاهزاده ناهار و مثل یک گدا شام بخورید..
3- بیشتر از سبزیجات استفاده کنید تا غذاهای فراوری شده.




نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : دوشنبه 21 فروردین 1391 :: توسط : احمد بابا

 


17 راز جالب از آقایان که خانمها حتما باید بدانند


اگر دختری در سنین ازدواج هستید، بهتر است مردان را بهتر بشناسید ... شناخت روحیه مردان نه تنها مشکلات زوجین را کم می کند بلکه باعث برقراری رابطه بهتر بین آنها می شود. روانشناسانی که نقش جنسیت را در برقراری ارتباط مطالعه می کنند، این ۱۷ نکته را در مورد شناخت مردان با اهمیت می دانند.


1





نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : یکشنبه 20 فروردین 1391 :: توسط : احمد بابا

...
هر روز سلام و پرسش و خنده
هر روز قرار روز آینده
عمر آینه بهشت، اما…آه
بیش از شب و روز تیر و دی کوتاه...
اکنون دل من شکسته و خسته ست
زیرا یکی از دریچه ها بسته ست
نه مهر فسون، نه ماه جادو کرد
نفرین به سفر، که هر چه کرد او کرد.

 

خبر کوتاه بود و بسیار تلخ و هزاران مرتبه غیرقابل باور، فرود عزیزمان با آن دل مهربان و لبی همیشه خندان و وجودی زلال و پاک رخ در نقاب خاک کشید در جاده ای که نفرین شده است ومی ستاند از ما هر آنچه خوب است و عزیز!

 شنیدن خبر مرگ در این شهری که به واقع آخر دنیاست  دیگر امری عادی شده است و آن جاده ای که به این شهر ختم می شود براستی که چیزی جز جاده مرگ نیست هر روز خبری دهشتناک و تلخ از کشته شدن افراد بیگناه و سرمایه های خانواده ها و جامعه ای که خدا می داند چه ضربات جبران ناپذیری از قبال از دست رفتگان دیده و خواهد دید. خبرهای مرگ آنچنان تکراری و روزمره شده  که حتی دیگر کسی توان بازخواست پشت میزنشینان پر غرور و ناکارآمد را هم ندارد نفرین بر آنانی که پست و مقام را نه برای خدمت که فقط و فقط برای زر و زور می خواهند نفرین بر آنانی که می توانند اما نمی کنند آیا گوش شنوایی هست که بشوند جاده ای که قرار بود سرمایه های مادی را بر این مردم ارزانی دارد مدتهاست هستی و دار و ندار و عزیزان همین مردم را به یغماء می برد براستی بهای پر شدن جیبهای عده ای تازه به دوران رسیده چرا باید از بین رفتن انسانهایی باشد که جاده شان استاندارد نمی شود و ظرفیت خودرو های عبوری در آن بسیار بیشتر از حد مجاز است از نمایندگانی که همین چند روز پیشتر هر آنچه در توان داشتند به کار بردند تا به مجلس راه پیدا بکنند می پرسم آیا فقط به وقت رای و رای گیری یاد این مردم بی نوا می افتید آیا خداوند را فراموش کرده اید براستی مانده ام که چگونه آن مسئولینی که همه این اتفاقات از بی تدبیری و ناکارآمدی آنان رخ می دهد براحتی شب بر بالین می گذارند. چگونه است همین انسانهایی که اکنون در بین ما نیستند به وقت رای گیری آنقدر ارزش پیدا می کنند که حاضر می شوید درب خانه هایشان را از پاشنه در آورید بخود بیایید و نگذارید بیشتر از این بر بار گناهنتان افزوده شود که آه مردم اگر دامنتان را بگیرد همان چوب خدا خواهد بود که صدا نخواهد داشت و آن مسئولینی که همچنان در خواب غفلت و باد در غبغب دو دستی میزهایشان را چسبیده اند بدانید که اگر بخود نیایید و هرچند از نجابت این مردم سوء استفاده نمایید باز خدایی هم هست و ایضاً چوب خدا...

 فرود عزیز ما و ده ها و صدها عزیز دیگر اکنون می توانستند در میان ما باشند و زندگی بکنند اگر این جاده نفرین شده به وقت خود تبدیل به جاده واقعی می شد.

و براستی فرود را می شناختین؟ فرود دلش برای خدمت به مردم می تپید و هر چند غم در سینه داشت اما هیچگاه غم در چهره نیاورد از تبار شهیدان بود و پر از مهر و عطوفت؛ کافی بود فقط چند دقیقه با او باشی تا برای همیشه در یادت بماند نه بغض را می شناخت و نه حسد را، نه دروغ می دانست چیست و نه ریا، گرم بود و پر از احساس، صاف بود و زلال، پاک بود و صادق، یاریگر بود و دستگیر و ...

فرود اکنون پیش ما نیست اما یادش و نامش همیشه با ما خواهد بود.

 

شنیدن این خبر بسیار تکان دهنده و درد آور بود...
این ضایعه اسفناک را به خانواده بزرگوار اعظمی تسلیت میگوییم. رحمت و مغفرت الهی را برای ایشان و صبر و شکیبایی را برای خانواده، عزیزان و دوستان آن مرحوم از خداوند متعال مسألت می‏کنیم
.

 





نوع مطلب :
برچسب ها : فرود اعظمی، درگذشت،

ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 16 اسفند 1390 :: توسط : طاها ملکی

 

نسخـه ای زنـده از عروسـک بـاربـی !


به تازگی، بحث نسخه زنده از عروسک باربی در اینترنت رونق گرفته است. او یک دختر 16 ساله آمریکایی به نام Kotakoti است که با چهره ای زیبا، اندام ظریف و باریک و ویژگی های مشابهی از عروسک باربی توانسته است این عنوان را برای خود حفظ کند.





نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : شنبه 29 بهمن 1390 :: توسط : احمد بابا

9 راه برای تصمیم‌گیری درست

1. به غریزه خود توجه کنید اما اجازه ندهید بر شما ریاست کند.

ما به یک دلیل غرایزمان را رشد داده‌ایم—آنها واقعاً خوب عمل می‌کنند. توانایی گرفتن یک تصمیم سریع برای پیشینیان عصر حجری ما می‌توانست تفاوت خورده شدن توسط یک ببر وحشی یا شکار آن ببر باشد. اما اخیراً با چند ببر روبه‌رو شده‌اید؟ واقعیت این است که در این عصر دیگر نیازی به اینگونه تصمیمات سریع نیست اما باز هم نمی‌توانید دست از گرفتن این تصمیمات بردارید. با آن مقابله نکنید اما به آن هم بسنده نکنید. از خودتان بپرسید "چرا این فکر را کردم؟" یا "چرا چنین احساسی داشتم؟"





نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : جمعه 28 بهمن 1390 :: توسط : احمد بابا
( کل صفحات : 13 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ: طاها ملکی
منوی اصلی
آرشیو مطالب
مطالب اخیر
نویسندگان
پیوندها
پیوندهای روزانه
صفحات جانبی
برچسبها
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
جستجو



er